پیش نوشت:
دوستان قصدم توهین نیست
نگاه مربوط به خودم را نسبت به مسائل مختلف دارم ...شما هم میتونید نظرات خودتان را بنویسید
هیچ نظری را حتی اگر توهین باشد پاک نمیکنم؛ مسولین امر!! میگویند تمرین دموکراسی برای نسل شما (یعنی ما) خوب است ..عزیز محترم من با نوشته ام حرفم و نقدم را بیان میکنم تو هم به جای داغ کردن و جوش آوردن و به خود گرفتن، پاسخم را با نوشته ای بده ...
این روسا و مسولین دانشگاه نمیدانند که با این تصمیماتشان موجب چه اتفاقاتی که نمیشوند..چه اتفاقی؟ الان میگم...
1- مثلآ اینکه دانشکده بچه های اقتصاد و حسابداری را از مدیریت ها جدا کرده ه اند و برده اند میرداماد
میدانید چه شده (من الان دارم جلوی خودم رو میگیرم که لینک ندهم به این اتفاقات ناگوار) اما شما میتوانید در همین وبلاگهایی که بغل جا خوش کرده اند یکسری پیامدهای ناگوار این تصمصم را بخوانید
بعضی که فقط برای درس خواندن !!! به دانشگاه آمدند بدون حضور پارتنر (طرف ) درسی اشان نمیدانند چه طور تحمل کنند و چه طور درس بخوانند.
2- میدانید باعث چه مقدار مصرف بدون حساب و کتاب بنزین( این سرمایه ملی!) شده اید...
بچه ها این ترم علاوه بر بالا و پائین کردن شریعتی و خیابون ناطق باید به مسیرهایشان یخچال –میرداماد را هم اضافه کنند دوستان از همین الان برنامه ریزی کرده اند که چه روزهایی آنجا جمع شوند چه روزهایی اینجا البته ذکر این نکته ضروری ست که مسیر های قبلی خطرات و حواشی کمتری داشتند(خلوت تر بودند) تا میرداماد بالاخره این مسیر دارای حواشی ای است که گاهی اوقات موجب این میشود که مسیر دوستان مذکر عوض شده و حتی زودتر به هدف برسند...!
3- بچه هایی که در دانشکده یخچال و شریعتی دارند و دانشکده میرداماد را هم رویت نمودند دچار خود کم بینی شده اند اساسی !به خصوص آنها که پیش کسوت دانشگاه هستند و دوران های مختلف دانشکده یخچال را دیده اند..آنها می گویند اینطور که معلوم است ما کارگر و عمله بودیم آنها که به دانشکده میرداماد میروند دانشجو هستند...
(اگر زیاد با این بخش ارتباط برقرار نمیکنید به چند دلیل میتواند باشد :
الف- هنوز دانشکده میرداماد را ندیده اید !
ب- به قولی ترم پائینی هستید و فقط دوران سرکار خانم پریور را دیده اید!!
ج- فرق بین پیچ شمرون و شمرون را در یک پیچ میدانید!!! )
4- از دیگر تصمیماتی که البته نه تنها موجب ناراحتی بچه ها نشد بلکه عده ای استقبال هم کردند! (و تشکر) این جریان دستیابی ( بله دستیابی بهترین کلمه ای است که میتوانم بنویسم!) به نمرات این ترم بود در این باب فقط این جمله از دوستی عزیز کفایت میکند:
" گفته بودند نمرات قرار است اینتر نتی شود اما نگفته بودند چت روم و اورکاتی هست برای خودش..."
پ.ن1: بعضی از عناصر ذکور دانشگاه اعتراض کرده اند که این طور که تو نوشتی در قسمت 2 ...بچه ها یعنی فقط پسرها در حالیکه اناث محترمه ی دانشگاه دستی بر آتش دارند و...
خدمتتان عرض شود خودتان را گول نزنید مشخص است که مخاطب آن شماره چه کسانی هستند فقط برای اینکه نامردی نباشد بگویم که بعضی (فقط بعضی) اناث محترم هم شامل آن شماره میشوند جنگ و دعوای بیخود نکنید که مجبور میشوم لینک بدهم و آبرو ریزی و...
ژاپن : بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر : درس می خواند و هر از گا هی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! مرگ بر اسرائیل
گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یاگروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
و اما دانشجویان عزیز ایرانی
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است.
باسمه
فکر کردیم دیدیم حالا که سوژه از دانشکده بالا میرود حیف است که تعطیل بمانیم!!!
باز گشتییییم.
